021-75982

همایش بزرگ بازاریابی، فروش و برندسازی

فرصتی برای به‌روزرسانی دانش نخبگان کسب‌وکار ایران با حضور اساتید و مدیران بازاریابی، فروش و برندسازی.

روز جمعه اول آذر ماه 98 در سالن همایش‌های صدا و سیما با حضور مدیران و اساتید بازاریابی، فروش و برندسازی ایران مجموعه سخنرانی‌هایی درباره حیاتی‌ترین و مهم‌ترین نکات موفقیت و تکنیک‌های جدید علم بازاریابی ارائه شد.
سخنرانان این دوره از همایش آقایان محمود محمدیان، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با موضوع تصمیمات غلط و درست در بازاریابی، عدنان موسی‌پور، رئیس اتاق بازرگانی ایران و قطر با موضوع راه‌های ورود به صادرات، محمدرضا عمرانی، مدیر گروه الیت با موضوع بازاریابی به وسیله رسانه‌های اجتماعی،شاهین فاطمی، مدیرعامل چرم درسا با موضوع سازمان‌ها و برندهای آینده، بابک بادکوبه، مدیر آژانس تبلیغاتی بادکوبه با موضوع برندسازی و تبلیغات و محمد مهدی ربانی، موسس پلتفرم آموزشی ویدان با موضوع استراتژی‌های افزایش فروش بودند.
در ادامه چکیده‌ای از سخنرانی شاهین فاطمی با موضوع سازمان‌ها و برندهای آینده در این همایش را می‌خوانید:
بیش از سه دهه است که اساتید برندسازی درباره اهمیت این موضوع صحبت کرده‌اند و ما آن روزها فکر می‌کردیم که حرف‌هایشان هیچ وقت به حقیقت نمی‌پیوندد. اما حالا افسوس می‌خوریم که ای کاش به حرف‌هایشان توجه می‌کردیم تا الان شناسایی راه آینده برایمان آسان‌تر بود.
ما مردمانی هستیم که بسیار به نوستالژی اهمیت می‌دهیم. نوستالژی ممکن است حتی یک هفته پیش ما باشد که مدام مرورش می‌کنیم و حسرت می‌خوریم. اما همزمان با ما جهانیان به فکر آینده هستند و برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند و آینده را به نفع خودشان تغییر می‌دهند.

ما در عصری زندگی می‌کنیم که باید یاد بگیریم که در شرایط داینامیک و پویا برنامه‌ریزی و زندگی کنیم. این داینامیک بودن و تغییرات لحظه‌ای نه فقط ویژگی جامعه ما که ویژگی کل جهان است و فقط جهت و نفس آن در جامعه ما فرق دارد.
مثلاً کارمندان شرکت کریم (بزرگترین سرویس تاکسی آنلاین خاورمیانه) در امارات یک شبه تبدیل به کارمندان شرکت uber شدند و در عرض یک روز دیگر کریم وجود نداشت چون اوبر آن را خرید.
اگر سنتی باقی بمانید و خود را با تغییرات جهان همراه و هم‌مسیر نکنید حتی دولت‌ها هم نمی‌توانند جلوی حذف شما از بازار را بگیرند. در ایران چقدر از دفاتر آژانس به خاطر اسنپ تعطیل شدند؟ آیا اصناف و اتحادیه‌ها توانستند جلوی این اتفاق را بگیرند؟ و همچنین اتفاق مشابه برای علی‌بابا و آژانس‌های مسافرتی قدیمی هم افتاد که سهم بازارشان را از دست دادند.
اینجا تصمیم با ماست که آیا می‌خواهیم کسب‌وکارمان تعطیل شود یا با موج تغییرات جهانی همراه شویم و از بیزنس‌مدل‌های جهانی پیروی کنیم.

فیلم سینمایی her ساخته سال 2013 م. به کارگردانی Spike Jonze رویایی را به تصویر می‌کشدکه امروز به واقعیت پیوسته‌است. موضوع این فیلم که 6 سال پیش ساخته شده‌ درباره مردی‌ست که پس از جدایی از همسرش دچار بحران‌های روحی می‌شود و با استفاده از هوش مصنوعی و سیستم عاملی که چت هوشمند را طراحی کرده‌است با نرم‌افزاری با صدای زنانه شروع به گفتگو می‌کند و عاشقش می‎شود. جایی از فیلم، وقتی دسترسی مرد به نرم‌افزار قطع می‌شود، پریشانی و افسردگی به سراغش می‌آید. زمانی که این فیلم اکران شد ما در ایران در حال آشنایی با شبکه‌های اجتماعی و استفاده از آنها بودیم و مواجهه با چنین داستان‌هایی برایمان مثل رویاپردازی بود اما حالا می‌بینیم که خودمان عاشق اینستاگرام هستیم. وقتی اینترنت قطع شد پریشان بودیم. ما به ویز waze وابسته هستیم. در واقع تکنولوژی برای ما به اجبار تبدیل شده‌ و جهانی شدن یک اجبار است. گوشی‌های هوشمند در زندگی ما رسوخ کرده‌اند و ما مجبوریم از آنها استفاده کنیم.
جایی از فیلم می‌بینیم که نرم‌افزار به مرد می‌گوید که جز او با 8 هزار نفر دیگر در ارتباط است و به 600 نفر از آنها عشق می‌ورزد. بله، ویز غیر از شما عاشق هزاران نفر دیگر هم هست چون برای جمع‌آوری اطلاعاتش از خرد جمعی استفاده می‌کند که تکنیک نوین برندسازی است. مشارکت و استفاده از خرد جمعی است که کسب‌وکار شما را رشد می‌دهد.
اگر هر روز خودمان را در بند صحبت درباره قیمت بنزین و قطع و وصل اینترنت اسیر کنیم، نه تنها پیشرفت نخواهیم کرد که کسب‌وکارمان را هم از دست خواهیم داد. آن وقت مجبور خواهیم شد که کارگر کسب‌وکارهای بزرگ دیگر باشیم.

مگاترندها و سازمان‌های آینده
مگاترندها و ارتباط آنها با آینده در جهان امروز بسیار با اهمیت هستند.
جیکوب مورگان، نویسنده کتاب‌های مشهوری است که درباره این موضوعات حرف‌های مهم و ارزشمندی زده است. آینده پدیده‌ای است که ما باید آن را خلق کنیم و چنانچه ما به دنبال ساختنش نرویم، دیگران این کار را می‌کنند و ما مجبور خواهیم بود برایشان کار کنیم.
مگاترندها نیروهای قدرتمندی هستند که شیوه زندگی ما را تغییر می‌دهند. نه فقط در سطح صنعت و کشور بلکه در سطح جهانی. اتفاقات جمعیت شناسی، محیط زیست و... همه از عوامل تاثیرگذار بر مگاترندها هستند و با توجه به سبک‌زندگی مردم شکل می‌گیرند. شناختن مگاترندها برای صنایع پیشرو بسیار مهم است چون به‌‍وسیله آنها می‌توانند تا 30 سال آینده را مطالعه کرده و برنامه‌ریزی کنند.
سازمان‌های دوسویه توان همین جا شکل می‌گیرند. یعنی سازمان‌هایی که علاوه بر مسائل روز به فکر آینده هم هستند چون توجه به مگاترندها برایشان منجر به توسعه پایدار خواهد شد.
پس مگاترندها به ما کمک می‌کنند که ترند یا مسیر مناسب با کسب‌وکار خودمان را بشناسیم و بدانیم که برای توسعه پایدار چه راهی را پیش بگیریم.

تکنولوژی
تکنولوژی از جمله مهم‌ترین مگاترندها است که اتفاقات خوب و بد را همزمان با خود به همراه می‌آورد. رشد دانش اینترنت اشیا به سمتی خواهد رفت که در آینده از گجت‌هایی مثل ساعت هوشمند که امروز استفاده می‌کنیم، خبری نخواهد بود و عینک‌های هوشمند جایگزین آنها می‌شوند. پول‌های دیجیتال و بلاک‌چین‌ها مسیر معاملات را تغییر داده‌اند و همه این اتفاقات بر بستر کامپیوتر اتفاق می‌افتد. در واقع جهان به سمت افزایش سرعت است. یونسکو چند سال پیش اعلام کرد که یکی از شاخصه‌های بی‌سوادی نداشتن دانش استفاده از کامپیوتر است.
حالا ما باید بدانیم و بررسی کنیم که اثر این تغییرات بر کسب‌وکار ما چیست؟ آیا اصلاً به این تغییرات جدید فکر می‌کنیم؟

جمعیت شناسی
تغییرات جمعیتی جهان و الگوی زاد و ولد یکی دیگر از مگاترندهای مهم است. جمعیت کشورهای پیشرفته به سمت جمعیت سالخورده در حرکت است و نرخ تولد کاهش یافته. از طرفی دیگر نرخ کارآفرینی خانم‌ها رشد قابل توجهی داشته‌است چرا که سازمان‌ها به سمت هوشمند شدن در حرکت هستند و معیار انتخاب و پیشرفت، برتری ذهن و هوش افراد است نه جنسیت و صدای کلفت یا نازک و زور بازو. هر کسی که باهوش‌تر است مدیر می‌شود.
جهان کم‌کم به سمتی می‌رود که دیگر جنسیت معنایی ندارد و طراحی‌های محصولات زنانه و مردانه معنی امروزی خود را از دست می‌دهند.
چالش مهم امروز و فردای ما کاهش یافتن اهمیت سن نیروهای متخصص است. اینترنت و جریان آزاد اطلاعات از یک نوجوان 16 ساله یک هکر ماهر یا طراح خلاق و برجسته می‎سازد که می‌تواند در سازمان‌های مختلف مشغول به‌کار شود. دیگر خاک خوردن و کسب تجربه تا سالیان دراز مفهوم قدیمی خود را از دست داده است، نوجوان 16 ساله دانش و تخصصی دارد که مدیرعاملی با 27 سال کار و تجربه را شگفت‌زده می‌کند.
مسیر آینده، شناخت رقبایی است که الان در کنار ما نیستند اما به‌زودی وارد بازار جهانی خواهند شد. یعنی تجارت‌ها و برندهای نوظهوری که اگر به‌خاطر درگیری‌های روزمره از شناخت آنها بازبمانیم قطعاً در بازار آینده جایگاهی نخواهیم داشت.

تغییرات آب‌وهوایی
امروزه جهان به سمت حفاظت از منابع موجود و رشد توسعه پایدار در حرکت است. رشد حامیان محیط زیست، گیاه‌خواری و... از تبعات این موضوع هستند. اگر به محیط زیست آسیب بزنید، مشتری به سادگی شما را پس می‌زند و کنار می‌گذارد. برندهای متعددی مانند نایک، استارباکس و... امروزه بر مسیر ترندهای محیط‌زیستی ویژه خود حرکت می‌کنند و از مگاترند محیط‌زیست الهام گرفته‌اند.

رشد شهرنشینی
مهاجرت از روستاها به شهرها و همچنین تبدیل شدن روستاها به شهرها از اتفاقات مهم دهه‌های اخیر در جهان است. روستاها به منابع اطلاعاتی دست پیدا کرده و پیشرفت کرده‌اند و سبک‌زندگی مردمشان تغییر کرده‌است. شهرها هم به سمت هوشمند شدن در حرکت هستند و اولین شهر هوشمند با خودروهای خودران در سال 2025 آغاز به‌کار خواهد کرد.
به وجود آمدن ترند زندگی سلامت و ایده‌های تجارت سبز از جمله ترندهای مهم این بخش هستند.

سازمان‌های آینده
توجه به همه این مگاترندها منجر به شکل‌گیری سازمان‌های آینده شده‌است. سازمان‌های آینده دیگر یادگیرنده نیستند بلکه به سمت یاد دادن رفته‌اند.
آنها به جای توسعه benefit به سمت توسعه purpose هستند چرا که باید به دو سوال مهم پاسخ بدهند:
نیروی انسانی از سازمان می‌پرسد چرا باید برای تو کار کنم؟ و مشتری می‌پرسد چرا باید از تو خرید کنم؟
سازمان‌های آینده به دنبال الهام‌بخشی هستند و دوران سازمان‌های یک نفره سر رسیده‌است. انسان‌ها هوشمند شده‌اند و دیگر به سادگی عاشق شما و کسب‌وکارتان نمی‌شوند.
سازمان‌ها باید شبکه‌ای از ارتباطات داخلی و بیرونی را بسازند و با محدود کردن سازمان به ارتباطات داخلی نمی‌توان رشد کرد و موفق شد. همانطور که پیشتر به اقتصاد مشارکتی اشاره شد، این موضوع بیانگر اهمیت استفاده از قدرت و امکانات یکدیگر برای رشد دو طرفه است. دیگر تنها پول برای رشد و موفقیت کافی نیست، رشد شبکه ارتباطات به موفقیت منجر می‌شود و رشد هر کسب‌وکار موجب رشد دیگری است در واقع کسب‌وکارها با هم بزرگ می‌شوند.
در سازمان‌ها باید به دنبال توانمندسازی کارکنان و نیروها باشیم و دوران آموزش به سر آمده‌است. در دنیای سازمان‌های آینده، یادگیری learning کافی و پاسخگو نیست.

سازمان‌های پیشروی آینده بر اساس تجربه پیش می‌روند و اگر به دنبال هزینه ندادن برای این موضوع و نگاه کردن به تجربه دیگران باشید، یک سازمان پیرو follower خواهید بود.
شفاهیت رکن مهم دیگر سازمان‌های آینده است. اطلاعات در جهان در گردش هستند ما هم باید اجازه دهیم اطلاعات‌مان در چرخه ارتباطات‌مان به حرکت دربیاید. در شبکه مشتریان و پیمانکاران این گردش موجب رشد همه خواهد شد. دیگر دوران پنهان کردن اطلاعات به پایان رسیده است.
صحبت درباره مگاترندها و سازمان‌های آینده برای سال‌های دور آینده نیست. این اتفاقات و تغییرات بیش از آنچه فکرش را می‌کنید به ما نزدیک هستند. پیشنهاد می‌کنم مطالعه و برنامه‌ریزی برای آنها را از همین حالا شروع کنید.


تاریخ خبر: 1398/09/04 تگ: